
(( Change One thing, Change Every thing ))
> میگن بال زدن یه پروانه تو ژاپن ممکنه باعث یه طوفان بزرگ تو آریزونا بشه.
فکر میکنم مدتهاست دیگه هیچی احساساتم رو تحریک نمیکنه. وهم بزرگ خیلی وقته که حالم رو به هم میزنه. مثل همون گلوله ی کاموا که گربه هی باهاش بازی میکنه و هی باز میشه و هی بیشتر گره میخوره و اون هی گیجتر میشه. دیگه پیدا کردن سر نخ چه اهمیتی داره؟ وقتی تو میدونی که همش همون ادامه ی مسخره ایه که دست تو بود...
بگو بهم که میفهمی وجود قلب سنگی ام رو با تمام شوخی ها و بازی های مسخره ام تو زندگی...
مطمئنن هزاران بار متشکرم ازهمه ی دوستای خوبم که این مدت جویای احوال من بودن تا جای مادر و پدرم که سفر حج هستند خالی نباشه. فقط کاش این حال و هوای معنوی قلب سنگی منو هم رام اون عزیز بزرگ میکرد که خودشم خوب میدونه مدت هاست هیچ لرزش بالی به این دیواره های سنگی نسیمی هم نرسونده.
* .احساسی دارم که همیشه همین موقع ها اینقدر آزارم میده. همون که من بهش میگم: «بهار مست لعنتی .... » خیلی آشغاله... افتضاحه... بدتر اینکه نمیدونی چه کار باید براش کرد.
** ماهی کوچیکه هم ۲-۳ روز پیش مرد. مغرور ِعوضی! مث خودم ! حتی به چشمم ندیدم. مادربزرگ بهم فقط تنگ خالی رو نشون داد!!
*** آدونیس عزیز رو اذیت نکنید!! چه مرگتونه شما !!! جدا برام حرف دیگران مهم نیس آدونی !! نباید زود جا رو خالی کنی .





