اینگونه بود که من معلم عشق شدم
یکشنبه 2 تیر ماه سال 1387
نه فرشته بودند و نه مکانشان بهشت تنها انسانهایی مثل من بودند که آموزگارشان فراموش کرده بود مثل من به جای کتک و تحقیر از عزیزم استفاده کند.قیافه هایشان را وقتی میگفتم عزیزم نمی فهمیدم انقدر مات و مبهوت می شدند که فراموش می کردند جواب سوال عربی را بدهند.
فامیلی یکی در یکی از کلاسها شاملو بود بهش میگم مریم میدونی شاملو کیه دیگه؟میگه بله خانم همون فیلسوفه!!!!!!!!
نمیدونم باید میخندیدم یا گریه میکردم .اما هیچکدام خرد شدن مرا وقتی یکیشون گفت:خانم شما تا حالا تو مسگر آباد زندگی کردید رو نفهمیدند.همش همین بود





